حقیقت اینه که من هیچوقت با حیوانات میانه خوبی نداشتم البته نه اینکه رفتار بدی باهاشون داشته باشم اما هیچوقت هم علاقه ای به حیوان خاصی نداشتم .این را میشود از ماهی قرمز توی تنگمان پرسید .همین که فراموش می کنم غذایش بدهم یا در عوض کردن آبش تنبلی می کنم شاهد خوبی است .غذایی هم که به گربه زرده می دهم از سر علاقه ام به این حیوان بی چشم رو نیست دور ریختن غذا را دوست ندارم .القصه تنها حیوانی که توانست کمی در برابرم دلبری کند یک سگ مهربان تنها بود که سال اول آمدنمان به گالوی با من دوست شد و توانست راضیم کند یکی دو بار با دستکشهای دوچرخه سواری نوازشش کنم .

اینها را گفتم که مقدمه ای باشد بر اینکه بگویم  6 سال است که هر روز از جلوی ساختمان زیبای آکواریوم  در گالوی عبور می کنم  و حتی یکبار هم رغبت نکردم بروم داخل ببینم چه خبر است . آخرش هم یک دوستی دو تا بلیط خرید و کادو داد به من و پسر جان .دیگر کار از کار گذشته بود .شال و کلاه کردیم تا بلیط های خریداری شده هدر نرود .حاصل بازدیدمان 234 عدد عکس ناقابل بود که چند تایی را انتخاب کردم تا با هم ببینیم .هم برای گرفتن عکسها هم برای آپلود و ریسایز و هم توضیح عکسها کلی وقت صرف کردم .برای همین دوست دارم با حوصله نگاهشان کنی .

من الله توفیق


به محض ورود این ماهی خوشحال به استقبالمان آمد:


ماهیها در آکواریومهای متناسب و جدا نگهداری میشدند





هم خودش هم سایه اش:


انگار دوربین ندیده اینجوری نگاه می کنه 


اصلن کل اون ساختمون دو طبقه یکطرف این یکی یه طرف .خیلی گوگولی بود


اگه تونستی بگی چند تا ماهی تو آبه ؟


اینا هم به شدت خوشگل بودن حیف من عکاس ماهری نیستم 


می بینیشون؟


اون شیشه تو آبو داشته باش یه عکس هم از اون زاویه گرفتم 


چانم حالا اینا از چی هیجانزده هستن نمیدونم 



دارن به ماهیها غذا میدن


بقیه رو بیخیال اون آقاهه داره به چی فکر می کنه آیا؟



فیلمش رنگی شد


خرچنگه را بدست همه بچه ها داد تا لمسش کنن


دو تا نگاه متفاوت


شلوغ نکنین دخترا



تو عکس بعدی می بینی چی داره نشونشون میده


دیدی؟


یکیش این بود



اینجا یه جانور بامزه دیگه بود


این




بلاخره منم گرفتمش تو دستم اونم بخاطرپسر جان وگرنه که عمرن


بچه دست نزن!


یه دور نما هم ببین



باورم نمیشد قطر شیشه های هر آکواریوم اینقدر باشه 


اینو می بینیش


جل للخالق


اینم یه رنگ دیگه اش


یادته گفتم از یه داخل اون محفظه شیشه ای هم عکس گرفتم ؟این همون عکسه 


اینم یه جونور دیگه 


بعضیهاشونم قابل دسترس نبودن


اینم از اون جل للخالقها بود



آخـــــــــــــــــــیش تموم شد 

حالا بشین با هم یه چیزی بخوریم .قهوه اش که تلخه مال من هات چالکتش مال تو  


این دو تا عکس هم تنها عکسهایی که شب هالوین گرفتم 


نترس بابا این رئوف خودمونه :


اینم مهمون کوچولوی امروز من که قراره تا عصر پیشم بمونه .